همه چیز درباره انگلیسی
| آموزش یک اصطلاح کاربری |
| Get off someone's back دست از سر کسي برداشتن |
![]() |
| - Hey, John. I'm bored. Come on, let's go out and do something. - Sorry, I'm right in the middle of studying for a physics exam. I won't be able to make it tonight. - You've been studying for a long time. Why don't you take a break? - Get off my back! I can't go anywhere! - OK, I'll stop bothering you only if you promise to let me know the minute you're finished. |
| - هي، جان. من خسته شدم. بيا بريم بيرون يه کاري بکنيم. - متأسفم، الآن دارم خودم رو براي يک امتحان فيزيک آماده ميکنم. امشب نميتونم بيام. - تو خيلي وقته که داري درس ميخوني. چرا يک کم استراحت نميکني؟ - دست از سرم بردار! من هچ جا نميتونم بيام! - باشه، ديگه اذيتت نميکنم فقط به اين شرط که قول بدي هر موقع کارت تموم شد بهم بگي. |


حمیدرضا صباغیان